تفریح کده ی دانشجویان  
تفریح> سرگرمی> آموزش

دوستان ما

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سوتی

سوتی های وحشتناک

امتحان انشاً داشتیم اون موقع ها یاس یه اهنگ جدید داده بود كه عین بمب صدا كرده بود منم كل اهنگ رو حفظ بودم..
 اول اهنگش با به نام خدا شروع میشه
اقا منم روز امتحان خواب خواب رفتم سر جلسه
به نام خدا رو كه نوشتم خود به خود بقیه اهنگم پشت سرش نوشتم بعدشم برگه رو تحویل دادم
معلممونم كف كرده بود چجوری به اون سرعت تموم كردم
روز بعدش وقتی داشت برگه هارو تحویل میداد منو صدا كرد رفتم جلو میزش
تا اون موقع هم هنوز نمیدونستم چه گندی زدم
رفتم جلو معلم برگشت گفت : فرج پوری چرا از این مزخرفات گوش میدی ؟؟!
منم كه هنگ كرده بودم هیچی نگفتم
بعدش گفت برای همه بخون ببینن چی نوشتی
منم شروع كردم خوندن... خط اول رو كه خوندم دیدم بچه ها دارن كف زمینو گاز میگیرن
اونجا بود كه فهمیدم چه گندی زدم
البته از اونجایی كه معلممون ادم باحالی بود گفت چون بچه هارو خندوندی بهت ٢٠ میدم


اعتراف می کنم بچه بودم یه جوجه داشتم که تو خونه همیشه کثیف کاری می کرد. منم بخاطر اینکه کثیف کاری نکنه با کیسه فریزر و دستمال کاغذی پوشک واسش درست کردم! اما همش راه می رفت و پوشک می افتاد بخاطر همین با چسب نواری به صورت ضرب دری ...رو بستم! جوجه ام فرداش مرد!



چند روز پیش امتحان تفسیر موضوعی قرآن داشتیم که امتحان بسیار آسونی بود و من وقت نکرده بودم هیچی بخونم رفتم سر جلسه ی امتحان.برگه رو گزاشتن جلوم دیدم هیچیش آشنا نمیزنه در همون موقع چند نفر رو دیدم که به طور فجیعی تقلب میکردند یهو مثل این فیلما که دو تا صحنه رو هی نشون میدن تا به یه نتیجه برسند منم تو مخم این صحنه ی تقلب و برگه ی سفید پیش روم هی تکرار میشد :دی یهو یاد یکی از پست های فیسبوک افتادم در مورد تقلب که یکی از روش های تقلب و گفته بود که اونم نوشتن جمله ی تاثیر گزار پایان برگه برای استاد بود یکی از اون جمله ها یادم اومد:«در اعتراض به تقلب گسترده ای که سر جلسه ی امتحان از سوی دیگر دانشجویان
شاهد بودم از دادن این امتحان خودداری کرده و نمرهی صفر را به بیستِ با
تقلب ترجیح میدهم.» خلاصه برگه رو دادیمو رفتیم چند روز پیسش نتیجه ی امتحان اومده بود شده بودم 19 =)))) خدایا بالاخره فیسبوکم یه جا به درسمون کمک کرد :دی



امروز بهراد(پسر 4ساله ام) داشت میرفت خونه دوستش منو بوسید گفت :مامان خیلی دوست دارم.منم جو گیر شدم گفتم: منم عاشقتم!
اونم بیشترجو گیر شد گفت: مامان خرتمممممممممم


بچگیام از این پفکهاى ده تومانى بودن باز مىکردى بعضى وختا جاىزه بىست تومانى و پنجاه تومانى توشون بود، ىه بار باز کردم ىه پنجاه تومانى توش بود، نمىدونستم باهاش چىکار کنم تا ىه ماه قاىمش کردم، بعد رفتم ورش دارشتم برم خوراکى بخرم، تو راه گمش کردم، هنوزم ىادم مىاد مىخوام سرمو بکوبم به دىوار!!!

تازه های مردم

پـَـَــــ نــــــه پـَـَـــــ


میگم آقا شهید همّت کجاس؟
میگه بزرگراه شهید همّت؟
میگیم : پـَـَـــ نــه پـَـَــــ می‌خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده‌ای رو از نگرانی در بیارم!!!

تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
میگیم : پـَـَـــ نه پـَـَـــ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !!!

دارم فیلم گریه دار میبینم , گریه میکردم , مامانم اومده می گه فیلمش گریه داره ؟
میگیم : پـَـَـــ نه پ خنده داره من دارم گریه می کنم کارگردانشو ضایع کنم !

جلو در دستشویی، طرف اومده میگه ع ع ع ببخشید شما توی صف هستین؟
میگیم : پـَـَـــ نــــــــــه پــــــــــــ سوسکیم اومدیم نهــــــــار.... :

حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟
میگیم : پـَـَـــ نه پـَـ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوید

بهش میگم: زود باش دمپاییتو بده تا سوسکه نرفته... میگه:مگه میخوای بکشیش؟...
میگیم : پـَـَـــ نه پَ میخوام بدم سوسکه پاش کنه !!!

تصادف کردیم، زنگ زدیم افسر اومده میگه : تصادف شده؟
میگیم : پـَـَـــ نه پـــــَ ... داریم هشدار برای کبرا 11 رو فیلم برداری میکنیم!!!

یارو سگ های منو دیده، میگه غذا میخورن؟
میگیم : پـَـَـــ نه پـَـَـ فتوسنتز میکنن !!!

رفتم داروخونه کرم ترک پا بگیرم .می گه واسه پا میخواین؟؟
میگیم : پـَـَـــ نه پــــَ .......میخوام در جهت از بین بردن ترک های کویر لوت گامی برداشته باشم

سر جلسه امتحان به کناریم میگم داداش برسونیا...میگه تقلب؟
میگیم : گفتم پـَـَـــ نــه پـَـَــــ مواد ، یه وقت خمار نشم

فامیلمون اومده آکواریومم رو دیده میگه غذای مخصوص بهشون میدی؟
میگیم : پـَـَـــ نه پـَـَـ پول تو جیبی میدم بهشون خودشون میرن واسه خودشون غذا میخرن

زنگ زدیم اتش نشانی،میگه جایی اتیش گرفته؟
میگیم : پـَـَـــ نه پــــ زنگ زدیم ببینیم امشب خونه این بیایم مهمونی

از راننده اتوبوس میپرسم چقدر شد؟میگه 225 بهش 300 تومن دادم,میگه یه نفری؟
میگیم : پ نه پ کل اتوبوس مهمونه من!

یارو اومد تعمیرگاه گفت: برای لپ تاپم رَم میخوام ... گفتم: داریم .... گفتش :مطمئنی برای لپ تاپه ؟ ....
میگیم : پـَـَـــ نـَــ پــــَ ... برای PC ـه میخوام بُکُنم تو پاچـــت ...

تو رستوران، پیشخدمتو صدا کردم میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟
میگیم : پـَـَـــ نَ پـَـَــ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی!!!

یارو دو ساعت داره خودپردازو انگولک میکنه تازه برگشته میگه شمام کار دارین ؟
میگیم : پـَـَـــ نَ پـَـَـ وایستادیم اینجا بنیه و پشتکارِ شما رو سرلوحه زندگیمون قرار بدیم

نه به جنیفر لوپز !!!! ...


هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.

وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:"آیا این تبر توست؟"
هیزم شکن جواب داد: "نه"
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
دوباره، هیزم شکن جواب داد: "نه".
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.

روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه.
هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟
آه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه "

هیزم شکن جواب داد : آه، فرشته من منو ببخش.
سوء تفاهم شده.
می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی.
و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره.
اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی.
اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.

تاریخچه تقلب !!!! ...

تاریخچه‌ی تقلب از جایی شروع میشود که حسن کچل برای نخستین بار به مکتب رفت.
از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانه‌ی کودکان فلک بخت مکتب بود.
لیک حسن چشمان چپش را بر روی ورقه‌ی همزاد انداخت تا نکتی بس ارزشمند از ورقه‌ی فوق الذکر، دشت کند. این بود که اولین تقلب تاریخ بشری زده شد ...
البته این تقلب با روش‌های فوق العاده ابتدایی (البته در مقابل ترفند‌های کنونی) صورت گرفت.
بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالای ورقه‌ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را دو در فرمود. زان پس تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد. بدین ترتیب که گسترش یافت و مصادیقی متفاوت پیدا کرد. از جمله تقلب‌های رایج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زنی، تقلب در بازی (که از آن به جر زنی تعبیر میشود) را می‌شود نام برد.

حال روش هایی از تقلب در امتحانات را به نظرتان می‌رسانیم:
روش های نوشتاری:
1 نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش و...
2نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دختر جلویی و...
3نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه و...
4 نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در سوراخ‌های مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین، دریچه‌ی آئورت و ...

روش های با کلاسی:
1استفاده از ماشین حسابهای مهندسی
2 استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس

روش های جوادی:
1خر نمودن یک فقره بچه خرخون
2خم کردن سر به روی ورقه‌ی طرف به صورت تابلو.
۳روش شیمیایی:بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با خیال راحت دست به کار شوید

توجه:
اگر در این امر تبهر کافی ندارید اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد.

دانشجوی نوین

به جای تقلب از این روشها بهره برید و بالای 18 بگیرید

آخرین متدهای روز جهان در زمینه ی نحوه ی محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد (برگه ی امتحان):

به جای مقدمه

این جفنگیات مرسوم که در برگهی امتحان مینویسند و از بیماری مادر تا اینکه اگر این درس را نمره نیاورم مشروطم میشوم و ... هم، خیلی خز شده و هم، حتی یک بچه ی 5 ساله باور نمیکند؛ چه برسد به یک دکتر! کمی نوآوری و خلاقیت داشته باشید. جناب استاد به اندازه ی کافی خودش مشکلات و بدبختی دارد، دیگر نیاز نیست شما با آن خط زیبای منحصر به فردتان یک صفحه ی آچار برایش از مشکلاتتان بگویید. حالا باز ای کاش فقط یک نفر چنین خزعبلاتی می نوشت. یکهو می بینی از 30 نفر دانشجو، بیست و هشت نفر عینا نوشته اند که اگر این درس را نمره نگیریم مشروطیم و مادرمان مریض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار این مشکلات را هم از روی دیگر تقلب کرده اند.


در این بخش به ذکر خاطراتی از فعالیتهای پربار خود در این زمینه میپردازم.

ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 

درباره وبلاگ

خوشامد میگم به همه ی دوستان و بازدید کنندگان عزیز
منتظر نظرات ارزشمندتون هستم از ما دریغ نکنید
در صورت تمایل به تبادل لینک از قسمت ارسال لینک روزانه اقدام فرمایید
(در قسمت بالا سمت راست صفحه)
بعد از لینک کردن ما لینک شما تایید میشود
آدرس جدید ما :
WwW.TaFriHKaDe.TK
مدیر وبلاگ : shervin

آخرین پست ها

جستجو

نظرشما

  • چه مطالبی را بیشتر دوست دارید ؟







نویسندگان