تفریح کده ی دانشجویان  
تفریح> سرگرمی> آموزش

دوستان ما

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عشق و علاقه

میزان سنجش عشق و علاقه
 
 
 
 
1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدامیک را انتخاب می‌کنید؟
الف : خرگوش
ب : گوسفند
پ : گوزن
ت : اسب
 
2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : میمون
ب : شیر
پ : مار
ت : زرافه
 
3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : سگ
ب : گربه
پ : اسب
ت : مار
 
4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟
الف : شیر
ب : مار
پ : تمساح
ت :ک.و.س.ه
 
5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟
الف : گوسفند
ب : اسب
پ : خرگوش
ت : پرنده
 
6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟
الف : انسان
ب : خوک
پ : گاو
ت : پرنده
 
7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟
الف : دایناسور
ب : ببر
پ : خرس قطبی
ت : پلنگ
 
8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟
الف : شیر
ب : گربه
پ : اسب
ت : کبوتر
 

جواب ایت تست

جملات عارفانه دکتر شریعتی در مورد عشق

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی

دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

* * * * * *

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است

دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد

* * * * * *

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد

دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند

* * * * * *

عشق طوفانی و متلاطم است

دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

* * * * * *

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست

دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود

 به قله ی بلند اشراق می برد

* * * * * *

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند

دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

* * * * * *

عشق یک فریب بزرگ و قوی است

دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق

* * * * * *

عشق در دریا غرق شدن است

دوست داشتن در دریا شنا کردن

* * * * * *

عشق بینایی را می گیرد

دوست داشتن بینایی می دهد

* * * * * *

عشق خشن است و شدید و ناپایدار

دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

* * * * * *

عشق همواره با شک آلوده است

دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

* * * * * *

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم

از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر

* * * * * *

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق می کشاند

دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد

* * * * * *

عشق تملک معشوق است

دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

* * * * * *

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند

دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و می خواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در

 خود دارد، داشته باشند

* * * * * *

در عشق رقیب منفور است،

در دوست داشتن است که:"هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند"

* * * * * *

عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند

و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید

و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد

* * * * * *

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است

یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست

* * * * * *

خدایا! به هر که دوست میداری بیاموز که:عشق از زندگی کردن بهتر است.

و به هر که دوست تر میداری بچشان که:دوست داشتن از عشق برتر

* * * * * ** * * * * ** * * * * ** * * * * ** * * * * ** * * * * *

دوستان منتظر نظرات ارزشمندتون برای بودن یا نبودن این گونه مطالب در وبلاگ هستم 

ممنون از همه ی شما که به ما لطف دارید

* * * * * ** * * * * ** * * * * ** * * * * ** * * * * ** * * * * *

20 خرافه عجیب از اقوام مختلف!

عجیب ترین چیزهایی که میتونه وجود داشته باشه...!

این خرافات تا کی میخواد ادامه داشته باشه؟؟؟!

خیلی جالبند حتما تا آخرش بخوانید....

در بین ما ایرانی ها متاسفانه خرافه پرستی رواج زیادی داره . خرافه هایی که بعضی هاشون جلوی پیشرفت و حرکت رو به جلو مردم یه جامعه چه ایرانی و چه غیر ایرانی رو می گیره . خرافه هایی مثل نحس بودن سه شنبه ها و یا ۱۳ بدر و …

 

تفریح کده

 

1 – شماره ۱۳ : بله این فقط یک شماره است . همان شماره ای که مردم را یاد جمعه سیزدهم می‌اندازد . اعتقاد به نحسی این عدد تا بدانجاست که بعضی از فرودگاهها در روز سیزدهم کار را تعطیل کرده و هیچ پروازی ندارند . بعضی از هتلها هم بدون طبقه سیزدهم هستند . من همیشه گفته ام ریشه این خرافه به یهودا حواری عیسی مسیح برمی‌گردد . حواری ناخلفی که سیزدهمین فردی بود که در شام آخر سر میز نشست . پس به نظرم من خرافه و اعتقاد عقلانی این است که از دوستان و مریدان بد بترسیم .

 

۲ – گذاشتن یک عدد میوه بلوط پشت پنجره بلا را دور نگه می‌دارد.

 

۳ – قبل از استفاده کردن از چوب بیس بال جدیدتان که تازه خریده اید رویش آب دهان بندازید تا برایتان خوش شانسی بیاورد!
* در بهار ۲۰۰۹، دبیرستان‌های سراسر کشور از ترس آنفلونزای خوکی ورزشکاران را از دست دادن بعد از مسابقه منع می‌کردند. و ما به خوبی می‌دانیم که این ممنوعیت بر «تف نکردن روی چوب‌های بیسبال» هم دلالت داشت.

 

۴ – برای کامل بودن و نوشتن این مقاله من حتما باید در مورد پروانه‌ها هم چیزهای زیادی بگویم….
حضور پیش از موقع و نابهنگام پروانه‌ها بر آب وهوای خوب دلالت دارد.
اگر رنگ اولین پروانه زرد باشد، هوا آفتابی است.
اگر رنگ اولین پروانه سفید باشد، تابستانی بارانی خواهیم داشت.
اگر رنگ اولین پروانه سفید باشد، یک نفر خواهد مرد.
اگر رنگ اولین پروانه قرمز باشد، شما صحیح و سالم خواهی بود.
اگر یک پروانه سفید بیاید، یعنی تابستان به زودی خواهد آمد.
اگر یک پروانه سفید از سمت جنوب غربی به سویتان پرواز کرد، یعنی باید منتظر بارش باران باشید.
اگر پروانه‌ها در قسمت زیرین شاخه درختان یا در و پنجره آویزان شده باشند، یعنی احتمال ریزش باران وجود دارد.
اگر در قسمت بالایی شاخه‌های کوچک نشسته باشند، باران نمی‌بارد!
اگر اولین پروانه رنگ تیره ای داشته باشد، یعنی توفان همراه با رعد و برق در راه است.
اگر اولین پروانه زرد رنگ بود، بچه ای به دنیا می‌آید.
اگر یک پروانه سفید وارد اتاقتان شده و دور و برتان پرواز کند، شما به زودی خواهید مرد!
اگر یک پروانه روی مادر تازه زایمان کرده بنشیند، نوزادش می‌میرد.
اگر پروانه ای پرواز کرده و وارد اتاقتان شود، یکی از آشناهایتان می‌میرد.
اگر پروانه ای پرواز کرده و وارد اتاقتان شود، یک نفر ازدواج می‌کند.
اگر پروانه ای را بگیرید، مرگ بدی خواهید داشت.
و اگر پروانه ای را هنگام شب ببینید، خواهید مرد!
حالا خودتان فکر کنید، واقعا این جمله‌ها حقیقت دارد؟!

 

۵ – می‌گویند گربه ای که روی یک تخته در کشتی نشسته باشد خوش شانسی می‌آورد.

 

۶ – اگر سه نفر با هم عکس بیندازند، نفر وسط زودتر از بقیه می‌میرد.
* من نمی‌توانم برای این حرف توجیه منطقی پیدا کنم، اما کمی‌ من را می‌ترساند.

 

۷ – وقتی که از جلوی قبرستان رد می‌شوید، اگر دستتان را در جیبتان بکنید، از پدر و مادرتان محافظت خواهید کرد.

 

۸ – وقتی که در حال حرکت هستید، جلوی رویتان را جارو نکنید. این جارو برایتان بدشانسی می‌آورد. پس جارو را دور انداخته و جاروی جدیدی بخرید.

 

۹ – اگر شمعی خاموش شود بدین معنی است که ارواح شیطانی در همین نزدیکی هستند.

 

۱۰ – روشن کردن سه سیگار با یک کبریت نشانه بدشانسی است.

 

۱۱ – وقتی که درون یک دایره ایستاده اید، ارواح شیطانی نمی‌توانند بهتان آسیب برسانند.

 

۱۲ – اگر شما سکه ای را که از سمت پهلوها به زمین افتاده باشد بردارید، برایتان بدشانسی می‌آورد، اما اگر مستقیم به روی زمین بیفتد و روی سکه به سمت بالا باشد و آن را بردارید، خوش شانسی می‌آورید.

 

۱۳ – دوست دارید این مورد بهتان بگویم؟! می‌گویند بودن یک جیرجیرک در خانه خوش شانسی می‌آورد. پس سریع دست به کار شوید!

 

۱۴ – اگر کف دست راستتان بخارد نشانه این است که به زودی پولی به دستتان می‌رسد.
اگر کف دست چپتان بخارد نشانه این است که به زودی پولتان را از دست می‌دهید.
و اگر کف هردو دستتان بخارد شما باید به خرج و مخارتان رسیدگی کنید.

 

۱۵  اگر از طرف نامزد یا دوستتان چاقویی به عنوان هدیه به شما رسید، باید بدانید عشقتان به زودی به پایان می‌رسد! البته فکر نمی‌کنم کسی پیدا شود که به نامزدش چاقو هدیه بدهد….
و
قرار دادن یک چاقو زیر رخت خواب هنگام تولد نوزاد درد زایمان را کاهش می‌دهد.

 

۱۶ – شور بودن سوپ نشانه این است که غذا با عشق پخته شده!

 

۱۷ – اگر سه مرغ دریایی در یک خط مستقیم و بالای سرتان در حال پرواز باشند، علامت این است که مرگ به زودی می‌آید.

 

۱۸ – وقتی که عطسه می‌کنید دستتان را جلوی دهانتان بگیرید! چراکه با این کار روحتان نمی‌تواند فرار کند!

 

۱۹ – تعداد حرف X در قسمت پایینی دست راستتان نشان دهنده تعداد فرزندان شما می‌باشد.

 

۲۰ – وقتی تازه عروستان را از آستانه در خانه تان داخل می‌برید باید حتما او را بغل کنید، چون اگر زمین بخورد زندگی خوبی نخواهید داشت

دانشگاه رفتن پسران

اندر احوالات دانشگاه رفتن پسران

                                                          تفریح کده

ترم اول (ترم جو گیریدگی):

 

الو سلام مامانی. منم هوشنگ.

وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.

وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن -

و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه...

راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.

دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!

لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!

پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

  ترم دوم (ترم عاشق شدگی):

 آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.

می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.

می خواهمت با تمام وجود عزیزم.

همه پول و سرمایه من متعلق به توست.

بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...

امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم...

 ترم سوم (ترم افسردگی):

 الو مامان سلام.

مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!

مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه.

ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.

مامان من این زندگی رو نمی خوام.....

 

ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):

 الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟

منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟

دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم...

مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بت زنگ میزنم.......

الو به به سلام چطوری ندا جون؟

آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم...

پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟

به خدا منم دلم یه ذره شده واست.

باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....

 

ترم پنجم (ترم مشروطه گی):

الو سلام استاد!

قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، 2 نمره بم بده.

به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.

مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.

منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....

قول میدم جبران کنم....

 

 ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :

الو مامان من خونه می خوام!

راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.

دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!

 

ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):

 خودتون دیگه میفهمین

 

ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):

 

الو سلام خانم.

واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.

فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....

شیخ و زن

هنگامی که خدا زن را آفرید به من گفت: این زن است. وقتی با او روبرو شدی، مراقب باش که ...

 
اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شیخ سخن او را قطع كرد و چنین گفت: بله وقتی با زن روبرو شدی مراقب باش که به او نگاه نكنی. سرت را به زیر افكن تا افسون افسانة گیسوانش نگردی و مفتون فتنة چشمانش نشوی كه از آنها شیاطین میبارند. گوشهایت را ببند تا طنین صدای سحر انگیزش را نشنوی كه مسحور شیطان میشوی. از او حذر كن كه یار و همدم ابلیس است. مبادا فریب او را بخوری كه خدا در آتش قهرت میسوزاند و به چاه ویل سرنگونت میکند مراقب باش....
 

و من بی آنكه بپرسم پس چرا خداوند زن را آفرید، گفتم: به چشم.


شیخ اندیشه ام را خواند و نهیبم زد كه: خلقت زن به قصد امتحان توبوده است و این از لطف خداست در حق تو. پس شكر كن و هیچ مگو....


گفتم: به چشم.


در چشم بر هم زدنی هزاران سال گذشت و من هرگز زن را ندیدم، به چشمانش ننگریستم، و آوایش را نشنیدم. چقدر دوست میداشتم بر موجی كه مرا به سوی او میخواند بنشینم، اما از خوف آتش قهر و چاه ویل باز میگریختم.


هزاران سال گذشت و من خسته و فرسوده از احساس ناشی از نیاز به چیزی یا كسی كه نمیشناختم اما حضورش را و نیاز به وجودش را حس می كردم . دیگر تحمل نداشتم . پاهایم سست شد بر زمین زانو زدم، و گریستم. نمیدانستم چرا؟
 

قطره اشكی از چشمانم جاری شد و در پیش پایم به زمین نشست...


به خدا نگاهی كردم مثل همیشه لبخندی با شكوه بر لب داشت و مثل همیشه بی آنكه حرفی بزنم و دردم را بگویم،  میدانست.


با لبخند گفت: این زن است . وقتی با او روبرو شدی مراقب باش كه او داروی درد توست. بدون او تو غیرکاملی . مبادا قدرش را ندانی و حرمتش را بشكنی كه او بسیار شكننده است . من او را آیت پروردگاریم برای تو قرار دادم. نمیبینی كه در بطن وجودش موجودی را میپرورد؟

من آیات جمالم را در وجود او به نمایش درآورده ام. پس اگر تو تحمل و ظرفیت دیدار زیبایی مطلق را نداری به چشمانش نگاه نكن، گیسوانش را نظر میانداز، و حرمت حریم صوتش را حفظ كن تا خودم تو را مهیای این دیدار كنم...

من اشكریزان و حیران خدا را نگریستم. پرسیدم: پس چرا مرا به آتش قهر و چاه ویل تهدید كردی ؟!

خدا گفت: من؟!!

فریاد زدم: شیخ آن حرفها را زد و تو سكوت كردی. اگر راضی به گفته هایش نبودی چرا حرفی نزدی؟!!

خدا بازهم صبورانه و با لبخند همیشگی گفت: من سكوت نكردم، اما تو ترجیح دادی صدای شیخ را بشنوی و نه آوای مرا ...

و من در گوشه ای دیدم شیخ دارد همچنان حرفهای پیشینش را تكرار میكند ... 

 
  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
 

درباره وبلاگ

خوشامد میگم به همه ی دوستان و بازدید کنندگان عزیز
منتظر نظرات ارزشمندتون هستم از ما دریغ نکنید
در صورت تمایل به تبادل لینک از قسمت ارسال لینک روزانه اقدام فرمایید
(در قسمت بالا سمت راست صفحه)
بعد از لینک کردن ما لینک شما تایید میشود
آدرس جدید ما :
WwW.TaFriHKaDe.TK
مدیر وبلاگ : shervin

آخرین پست ها

جستجو

نظرشما

  • چه مطالبی را بیشتر دوست دارید ؟







نویسندگان