تفریح کده ی دانشجویان  
تفریح> سرگرمی> آموزش

دوستان ما

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مدرسه دخترونه

کیا تا حالا از این کارا کردن ؟؟؟؟

ـ تفریح با ناظمین زحمتکش مدرسه

تفریح کده

ـ اظهار محبت و دوستی به بعضی از عابرین محترمی که شانس عبور از زیر پنجره کلاس ما رو داشتند!

تفریح کده

خوب بعد از این همه ماجرا آدم باید یک فکری هم واسه شب امتحانش بکنه دیگه... نه؟

تفریح کده

اما بعضی وقتها هر چقدر هم که زرنگ باشی تمهیداتت با شکست روبرو میشند و باید به فکر چاره افتاد... ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است...

تفریح کده

شیطنت

پسر صبح از پله ها اومد پائین و از مادربزرگش پرسید :
" بابا، مامان هنوز از خواب بیدار نشدند ؟ "
- نه عزیز دلبندم . بیا صبحونه ات رو آماده کردم ، زود باش بخورش تا مدرسه ات دیر نشده !
بچه یک خنده شیطنت آمیزی زد و بدون اینکه چیزی بگه سریع رفت آشپزخونه و صبحونه اش رو تموم کرد و پس از مسواک زدن دندونهاش ، کیفش رو برداشت و پرید دم در تا سوار سرویس بشه !
ظهر شد . زنگ در به صدا در اومد .
مادر بزرگ در رو باز کرد . پسر بود که از مدرسه برگشته بود .
یه سلامی داد و بازم پرسید : " بالاخره مامان و بابا بیدار شدند ؟ "
مادربزرگه گفت : " نه عزیزم ، حتما خیلی خسته بودند . فکر کنم الانه پا میشن میان!
حالا بیا تو ناهارت رو بخور تا از دهن نیفتاده "
پسرک بازم اون لبخند شیطنت آمیز رو زد و داخل شد .
ناهارش رو خورد و رفت تو اطاقش تا مشقهاشو بنویسه و کمی هم استراحت کنه بعد از ظهر بود که پسره اومد پیش مادربزرگش و ازش پرسید : " بابا مامان هنوزهم نیومدند ؟ "
مادربزرگ که داشت یواش یواش نگران میشد گفت : " نه ؟ "
پسرک اینبار دیگه نتونست جلو خودش رو بگیره و زد زیر خنده مادربزرگ عصبانی شد و سرش فریاد کشید : " تو چت شده ؟ چرا هر بار اینو میپرسی! حالا چرا میخندی ؟ "
بچه جواب داد.: " شب دیر وقت بود و منم داشت خوابم میبرد که یهو دیدم بابا اومده تو اطاقم و دنبال یه چیزی میگرده "
- خوب دنبال چی میگشت ؟
پسره ادامه داد : " بابا گفتش کف پاش ترک برداشته واسه همین دنبال کرم نرم کننده و مرطوب کننده میگرده ! "
- بعدش چی شد ؟
پسرک در حالیکه که چشمهاش برق عجیبی میزد گفت :
" هیچی مامان بزرگ . چون اطاق تاریک بود ، به جای کرم ، اشتباهی تیوب چسب فوری رو بهش دادم!"

موفقیت در هر سنی چه معنی میده؟

در ٤ سالگى: موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار
در ٦ سالگى: موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه از مدرسه
در ١٢ سالگى: موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست
در ١٨ سالگى :موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى
در ٢٠ سالگى:موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه
در ٣٥ سالگى: موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ٤٥ سالگى :موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ٥٥ سالگى: موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ٦٠ سالگى: موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه
در ٦٥ سالگى :. موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى
در ٧٠ سالگى: موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست
در ٧٥ سالگى : موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه
در ٨٠ سالگى :موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

سریال ایرانی

کودکی در حین تماشای یك سریال ایرانی ...!!

 

تفریح کده

«بابا جون؟» 

«جونم بابا جون؟» 

«این خانمه چرا با مانتو خوابیده؟» 

«خب... خب... خب حتما اینجوری راحتتره دخترم.» 

«یعنی با لباس راحتی سختشه؟» 

«آره دیگه، بعضیها با لباس راحتی سختشونه!» 

«پس چرا اسمشو گذاشتن لباس راحتی؟» 

«.......هیس بابایی، دارم فیلم میبینم.» 

« باباجون، كم آوردی؟!» 

«نه عزیزم، من كم بیارم؟ اصلا هر سوالی داری بپرس تا جواب بدم.» 

«خب راستشو بگو چرا این خانمه با مانتو خوابیده بود.» 

«چون خانم خوبیه و حجابشو رعایت میكنه.» 

«آهان، پس یعنی مامان من خانم بدیه؟» 

«نه دخترم، مامان تو هم خانم خوبیه.» 

پس چرا بدون مانتو میخوابه؟» 

«خب مامانت اینجوری راحتتره.» 

«اون آقاهه هم چون میخواسته حجابشو رعایت كنه با كت و شلوار خوابیده بود؟» 

«نه عزیزم، اون چون خسته بود با لباس خوابش برد.» 

«پس چرا خانمش كه خیلی هم خانم خوبیه بهش كمك نكرد لباسشو در بیاره؟!» 

«چون میخواست شوهرش روی پاهای خودش بایسته.» 

«واسه همینه كه شما نمیتونید روی پاهای خودتون بایستید؟» 

«عزیزم مگه تو فردا مدرسه نداری؟» 

«داری میپیچونی؟» 

«نه قربونت برم عزیزم، اما یه بچه خوب كه وسط فیلم اینقدر سوال نمیپرسه؛ باشه عسل بابا؟» 

«اما من هنوز قانع نشدم.» 

«توی این یك مورد به مامانت رفتی؛ خب بپرس عزیزم.» 

«چرا باباها توی تلویزیون همیشه روی مبل میخوابن؟» 

«واسه اینكه تختخوابشون كوچیكه، دو نفری جا نمیشن.» 

«خب چرا یه تخت بزرگتر نمیخرن؟» 

«لابد پول ندارن دیگه.» 

«پس چرا اینا دوتا ماشین دارن، ما ماشین نداریم؟» 

«چون ماشین باعث آلودگی هوا میشه، ما نخریدیم عزیزم.» 

«آهان، 
یعنی آدما نمیتونن همزمان دوتا كار خوب رو با هم انجام بدن؛ اون آقاهه و خانومه كه حجابشون رو رعایت میكنن، باعث آلودگی هوا میشن، شما و مامان كه باعث آلودگی هوا نمیشین حجابتون رو رعایت نمیكنین؛ درست گفتم بابایی؟» 

«آره دخترم، اصلا همین چیزیه كه تو میگی، حالا میشه من فیلم ببینم؟» 

«باشه، ببین بابایی اما تحت تاثیر این فیلمها قرار نگیری بری ماشین بخریها، به جاش برو به مامان یاد بده حجابشو موقع خواب رعایت كنه كه تو اینقدر موقع جواب دادن به سوالاتم خجالت نكشی!»

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟


آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟ 
از کودکی شروع میکنیم :


در کودکی: 
پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد 
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد. 
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟


روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود : 
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند 
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند 


هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند : 
پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون 
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود 


هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد 
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند 


روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :
پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند 
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟ 


در ۱۸ سالگی : 
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود 
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است . 


در دانشگاه : پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند 
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند 


در هنگام نمره گرفتن : پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود. 


در کافی شاپ : پسرها حساب میکنند. 
دخترها میگویند : مرسی! 


در مخ زدن : پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند . 
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم. 


هنگام خواستگاری : پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند 
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند 


هنگام ازدواج : پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند 
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد 


هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند 
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ. 


کار کردن : پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند 
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند …

:53:

تفریح کده

:kap:

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 

درباره وبلاگ

خوشامد میگم به همه ی دوستان و بازدید کنندگان عزیز
منتظر نظرات ارزشمندتون هستم از ما دریغ نکنید
در صورت تمایل به تبادل لینک از قسمت ارسال لینک روزانه اقدام فرمایید
(در قسمت بالا سمت راست صفحه)
بعد از لینک کردن ما لینک شما تایید میشود
آدرس جدید ما :
WwW.TaFriHKaDe.TK
مدیر وبلاگ : shervin

آخرین پست ها

جستجو

نظرشما

  • چه مطالبی را بیشتر دوست دارید ؟







نویسندگان